مث يه کوه، بلند،
مث يه خواب، کوتاه،
یه مرد بود، یه مرد!
با دستای فقیر،
با چشمای محروم،
با پاهای خسته،
یه مرد بود، یه مرد!
شب، با تابوت سياه
نشس توی چشماش،
خاموش شد ستاره،
افتاد روی خاک.
سايهش هم نمیموند
هرگز پشت سرش،
غمگين بود و خسته،
تنهای تنها!
با لبهای تشنه
به عکس یه چشمه
نرسيد تا ببينه
قطره... قطره... قطرهی آب... قطرهی آب!
در شب بیتپش،
اين طرف، اون طرف
میافتاد تا بشنفه
صدا... صدا... صدای پا... صدای پا!
آهنگ مرد تنها از فرهاد.... چی بگم؟! یه جورایی حرفه دله دیگه
امروز میخواستم به یکی اس ام اس بدم رفتم تو اس ام اس های ذخیره شدم این اس ام اس رو دیدم:
از جنگ بدتر هم هست: کسی که چیزی نداره به خاطرش بجنگه. اینو خوندم و لال شدم ![]()
مخلصیم ![]()
*******************************
محرم امسال هم از راه رسید.نمیدونم چرا ولی ماه محرم رو خیلی دوست دارم و کلی خاطره دارم ازش.همون کمک به هیات ها که از مردم میگرفتیم و خرج هیات می کردیم.موقعی که دسته راه می افتاد تو کوچه ها و مردم محل برامون اسپند دود می کردن . گوسفند قربونی می کردن و ... یادش بخیر
اون قدیما کجا و الان کجا.! دیگه بیشتریا واسه چشم و هم چشمی هیات درست می کنن و از دست این و اون تقلید می کنن که هیاتشون مثلا همیشه تک باشه .! یادشون رفته که هیات رو واسه چی درست کردن.نیت اصلی شون رو فراموش کردن . هر چی در مورد این محرم چند سال اخیر بگم کم گفتم.! از ایستگاه صلواتی بگم که یارو مثلا داره نذری میده ولی از برق امام میگیره ! از اینکه پسره واسه این میره هیات و زنجیر میزنه که وقتی دوست دخترش اینو دید کیف کنه ! یا اینکه دختره راحت با دوست پسرش می تونه شبا بره یه چرخ بزنه و به مامانش بگه داشته دسته های عزاداری رو نگاه می کرده !
یعنی امام حسین واسه این چیزا قیام کرد؟!؟!
یه دنیا دلم گرفته الان !
الان یه چیزایی شنیدم که کلا از این رو به اون رو شدم![]()
![]()
نمیدونم خدا جواب چیو دارم پس میدم![]()
![]()
چه گناهی مرتکب شدم که دارم اینجوری تقاص پس میدم![]()
![]()
یعنی این کارم توش حکمته ؟!
دلم میخواد یه عالمه گریه کنم. بغض کردم خفن![]()
بچه ها میگن این نیز بگذرد . من چی بگم؟! اینو نگم چی بگم ؟!![]()

انگشت من
خم شود از بار منت پشت من
همتی کو تا نخارم پشت خویش
وارهم از منت انگشت خویش

بعد از مدتها رفتم پاتوق(شاه عبدالعطیم (ع)).خیلی وقت بود که نرفته بودم.چقد دلم گرفته بود. رفتم اونجا کلا حالم عوض شد.خوبِ خوب نشدم ولی بازم از هیچی بهتر بود.جای همه دوستانو خالی کردمو واسشون دعا کردم![]()
![]()
این روزا هنوز با خودم درگیرم.با یه روانشناسم حرف زدم خیلی کمک کرد بهم ولی خب باید خیلی چیزارو حل کنم تا اون چیزی رو که میخوام به دست بیارم.
امروز باز یه اس ام اس حالمو گرفت
دلگیرم از حجاب تو
شکل کدوم حقیقته
چهره بی نقاب تو
وقتی تن حقیرمو
به مسلخ تو می برم
مغلوب قلب من نشو
ستیزه کن با پیکرم
اسم منو از من بگیر
تشنه ی معنی منم
سنگینه بار تن برام
ببین چه خسته می شکنم
به انتظار فصل تو
تمام فصلها گذشت
چه یأس بی نهایتی
ندیم من بود
فصل بد خاکستری
تسلیم و بی صدا گذشت
چه قلب بی سخاوتی
حریم من بود
دژخیم بی رحم تنم
به فکر تاراج منه
روح بزرگوار من
لحظه ی معراج منه
فکر نجات من نباش
مرگ منو ترانه کن
هر شعرمو به پیکرم
رشته تازیانه کن
پ.ن: خودم نمیدونم چمه ![]()
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تا کی میخوای جلو بری٬ ۳سال زندگیمو خراب کردی٬ ۳ سال خنده رو از لب من گرفتی٬چی از جونم میخوای آخه؟! حالا من هیچی...! من به درک....! این پیرمرد و پیرزن چه گناهی کردن که اینجوری اذیتشون میکنی و زندگی رو براشون زهره مار کردی؟! من نمیدونم به چیه این سگ مصب دل بستی آخه ؟!![]()
الهی......گاهی.......نگاهی.......![]()
پ.ن.: کلا قاطیم گیر نده٬همین![]()
دارد نه كم از هواي حيوان
يك دانه گندم طلايي
از تشت طلا گرانبها تر
در حادثه هاي ناگهاني
سالم از مريض مبتلاتر
آسوده مباش كه بي نيازي
يك آن دگر از پر نيازي
آنجا كه تو فرعون زماني
در تير رس باد خزاني
آهنگ حادثه.شعر از مسعود فردمنش.خواننده سیاوش قمیشی.
واسه گوش دادن اینجا رو کلیک کنین.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بچه ها نمیدونم چرا نمیتونم تو وب چند نفرتون نظر بدم![]()
دوشنبه۱۳مهر-خط تلفن خونه قطع میشه و تا پنجشنبه وصل نمیشه اونم به دلیل کابل برگردون.پنجشنبه بابام به من زنگ میزنه با یه شماره جدید و میگه : محسن خطمون وصل شده ولی شمارش عوض شده.شنبه میرم مخابرات واسه گرفتن قبض المثنی برای رانژه کردن خط جدید.شماره جدید رو میدم و با تعجب
میبینم که اسم یه نفر دیگه رو قبضِ.میگم خانم این اشتباهِ که.خانم هم بعد از کلی تحقیق میفهمه خطها اشتباهی جابه جا شده و همون خط قبلیمون سر جاشه و به من گفت تا آخر وقت اداری درست میشه منم گفتم موردی نداره. شب میام خونه میبینم که خط کلا خرابه و به نت نمیتونم برم
خیلی سگ شدم که نت نمیتونم برم.فرداش ساعت ۸ رفتم مخابرات میگم بهشون که شماها که بدترش کردین و ما اصلا خطمون به کل قطع شده و یه راست رفتم پیش مدیر اونجا٬اونم با معذرت خواهی گفت ببخشید تا ساعت ۱۱ ردیف میشه فقط شما فعلا نت نرو
مجددا عملیات کابل برگردون داریم ٬تازه شاید شمارتون عوض شه![]()
یعنی خاک بر سر من![]()
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چهارشنبه ۱۵ مهر-ساعت۲ بعد از ظهر هستش و من سره کار هستمو ناهارمو خوردمو دراز کشیدم دارم روزنامه میخونم که یهو میبینم که داره صدای علی(داداشم) میاد.
بدو بدو میرم میبینم که یکی داره با علی دعوا میکنه و یه زن کنارشه٬ علی هم گوشیش دستشه و داره صحبت می کنه با دوستش.
نه گذاشتم نه برداشتم سریع یقه طرفو گرفتم و زنجیرشو پاره کردم که دیدم یارو میگه چرا به زن من نیگاه کردی علی که بالاخره حرف زدتش تموم شد و گفت من کی به زن تو نیگا کردم
اونم مثله من یقه طرفو گرفت یارو گفت یه دقیقه ولم کن سریع رفت یه قمه آورد نصفه من.منم سریع علی رو انداختم تو کارگاه خودم هم سریع رفتم و در کارگاه رو بستم علی موند پشت در که یارو شیشه در رو شکوند و شیشه ها به صورت و چشم علی خورد منم دارم زنگ میزنم ۱۱۰ تا بیاد و رسیدگی کنه.از اون ور علی داره چوب میبره که یارو رو بزنه میگم :دیوونه با چوب میخوای بری سراغ قمه؟!
یارو گذاشت رفت و من رفتم دمه در تا ۱۱۰ بیاد.همینجوری واستاده بودم که دیدم یارو اومده با یکی گنده تر از خودش(هیکل خودش ۲ برابر من بود
)به من گفت بیا کاریت ندارم منم بهش گفتم تو با من کار داری تو بیا. به من گفت چرا یقه ام رو گرفتی منم گفتم خُب داری با داداشم دعوا می کنی میخوای نازت کنم؟!گفت من زود عصبی میشم حالا هم که چیزی نشده گفتم زنگ زدم ۱۱۰ الانِ که پیداش بشه.که شروع که به خالی بندی که من نظامی هستمو خیلی کله خرم و ال و بل...منم گفتم هر کی هستی ماله خودتی قمه کشیدی باس پاش واستی.علی هم که اومد بالا گفت ببین فکر نکن قمه کشیدی خیلی گنده هستی تو دلت از یه جا دیگه پر بود سره ما خالی کردی .تو این لحظه صاحب کارم پیداش شد و یارو از صاحب کارم خواست که ما بیخیال شیم علی هم بهش گفت مراقب خودت باش و بیخیال شدیم![]()
جالبش اینکه ۱۱۰ هنوز نیومده![]()
من واقعا دلم به چیه اینجا خوش باشه؟
یکی بیاد به اینا بگه به تو چه آخه! به تو چه ربطی داره...؟! این وسط چی به تو میماسه؟!
فکر کردن ازدواج همینجوری الله بختکیه. نه داداشِ من....هر چیزی راه و رسم خودشو داره.
یه چیزی خیلی مهم راجع به داداشای خودم هست اونم اینه که اونا هنوز تو خرج خودشون موندن حالا یکی دیگه رو هم بیارن ورِ دلِ خودشون که چی ؟!خونه که ندارن.!حقوق هم که حرفشو نزن(کار می کننا ولی جوابگو نیست).از لحاظ تحصیلات درس نخوندن - این روزا هم تا میری خواستگاری طرف مدرکِ دخترشو به رخ میکشه که و میگه دخترم فلان مدرکو داره و دامادم باید فلان مدرک رو داشته باشه و اِل و بِل.!
پس تویی که میای میگی چرا زن نمیگیری خیلی غلط می کنی میگی!
یه چیزی هم هست اونم اینه که فقط از یه جنبه اونم خیلی مختصر به این قضیه نگاه کردم
پ.ن.=خیلی حرف تو دلم دارم نمیدونم چه جوری بیان کنم.
مخلصیم![]()


